تبليغاتX
قصه عشق
تا شقایق هست زندگی باید کرد



سالگرد

سلام به همه دوستان امروز سالگرد تاسیس این وبلاگه خیلی خوشحالم که تو این یکسال تونستم

حرف دلم و به راحتی توی یه جای امن بنویسم و بگم امیدوارم که تو این یکسال شما رو اذیت نکرده باشم از همه ی شما برای مهربانی و راهنمایی هاتون ممنونم و امیدوارم که در ادامه راه منو تنها

نذارید خیلی دوستون دارم .

 

 

 

 

وقتی آدم میمیره

 

 

آدم وقتی که میمیره آزاد میشه آزاد آزاد

دیگه نه از عشق خبری هست نه از غم , نه از پول و نه از ...

 

دیگه حتی مریض هم نمیشه که کسی نیاد عیادتش

دیگه غصه نداری که بری یه گوشه زانوی غم بغل کنی

 

دیگه عاشق کسی نمیشی که عاشقت نباشه

دیگه به کسی راست نمیگی که بهت دروغ بگه یا دروغ بگی که راست بشنوی

 

دیگه دلت هم واسه کسی تنگ نمیشه

دیگه غرور هم نداری که وقتی یه نفر بهت توهین کرد ناراحت بشی

 

دیگه حتی به اونایی که دوستشون داری نمیتونی بگی دوستت دارم

چیه ؟

 

ناراحت شدی ؟؟

یاد غمهات افتادی ؟؟؟

 

یا شاید گناهت ؟؟؟؟

یا دلهایی که شکستی ؟؟؟؟؟

 

اصلا میخوای بیا یه کاری بکنیم

بیا نمیریم

 

بیا زنده بمونیم و آدم باشیم .

دلهای بزرگ و احساس های بلند عشق های زیباو پر شکوه می افرینند

عشق هایی که جان دادن در کنارشان ارزویی شور انگیز است

اما کدام معشوق مخاطب راستین چنین عشقی میتواند باشد؟؟؟

این عشق ها همواره در فضای مه گون و جادویی اسطوره و افسانه سر گردانند

و در دل کلمات شعر و در حلقوم ناله های موسیقی و در روح ناپیدای هنرها

و یادر خلوت دردمند سکوت و حسرت و خیال و تنهایی چشم براه امدن کسی که

میدانند نمی اید!!!!!!!!!!!!!!!!

راستی چرا عشق ها راستند ؟ و معشوق ها دروغ؟!؟

 

 

 

بدان همواره آنکه برای رسیدن به تو از همه چیزش می گذرد روزی تنهایت خواهد گذاشت،

 

این هنجار دردناک زندگی است .

 

 صدایم خاطراتت بود ...

                       خاطراتت لحظه هایم بود ...

                                                     پس چی شد آن لحظه ها ...؟

 

 



 


موضوع :
| +| نوشته شده در جمعه بیست و نهم تیر 1386 و ساعت 18:38 توسط زهرا |